الشيخ علي الكوراني العاملي
41
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى )
اى منذر ! قسم به كسى كه دانه را شكافت و انسان را آفريد ، اگر بخواهم ميتوانم يك به يك خراب شدن مناطق را برايتان بگويم كه تا قيامت ، چه زمانى ويران ميشوند و چه هنگام آباد . نزد من در اين باره دانش فراوانى است ، اگر بپرسيد ، مرا بدان آگاه خواهيد يافت و هيچ اشتباهى در آن نخواهم داشت . در اين هنگام مردى برخاست و گفت : يا اميرالمؤمنين ! اهل جماعت و اهل تفرقه و پيروان سنت و بدعت كيانند ؟ امام ( عليه السلام ) فرمودند : دقت كن ، حال كه از من پرسيدى بفهم و پس از من از احدى نپرس . اهل جماعت منم و پيروان مناند ، هرچند اندك باشند . اين مطلب ، حق و به امر خدا و رسول اوست . اما اهل تفرقه و اختلاف ، مخالفان من و مخالفان پيروان من هستند ، هرچند بسيار باشند . پيروان سنت ، كسانى هستند كه به آنچه خدا و رسول سنت قرار دادهاند عمل ميكنند ، نه آنان كه به رأى و خواست خود رفتار ميكنند ، هر چند تعدادشان زياد باشد . » ( 1 ) اين خطبه مرسل است و نميتوان بدان استدلال نمود ، مگر بخش نخست آن تا جايى كه ميفرمايد : « همانند سينهى پرندهاى بر روى دريا ، از شهرتان چيزى بجز كنگرههاى مسجد ديده نميشود » چرا كه تاريخ نگارانى مانند ابن ابى الحديد و ابن منظور ، آن را نقل كردهاند . نكتهاى در اينجا لازم به ذكر است : آن قسمتى از روايت كه سخن از دجال به ميان آورده مبهم است ، چون ممكن است مقصود از آن ، شورش زنگيان باشد كه رخ داده است ، و اوصافى كه امام ( عليه السلام ) در آغاز خطبه براى دجال بيان ميفرمايند بر آن منطبق است ، آنجا كه ميفرمايند : « آنان سياه پوست ، بد بو و بسيار شرور هستند و غنيمت شان اندك است . خوشا به حال كسى كه آنان را بكشد و يا به دست آنان كشته شود . » 8 . در روايات ما آغاز شورش دجال از شهر بلخ در كشور افغانستان است . در بصائر الدرجات / 141 روايت ميكند كه مردى از اهالى بلخ نزد امام باقر ( عليه السلام ) آمد ، حضرت به
--> ( 1 ) . از همان منبع در بحار الانوار 3 / 15 و 32 / 253